جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
408
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
نمونهء شهرى بومى بشمار مىآورند چون نقشهء اروپائى دارد ، ولى در سبك معمارى و بنا كاملا شرقى است . اين شهر سرخفام كه سرادوين آرنولد موجى از كلمات دلانگيز دربارهء آن به راه انداخته است هنگامى كه من در هندوستان بودم بنظرم چيزى جز يك تقليد پرمدعاى قلابى نيامد ، در صورتى كه در پايتخت ايران چنين احساسى به انسان دست نمىدهد و با آنكه غالبا آثار تظاهر در آن به نظر مىرسد مع الوصف كيفيتى وراى زروزيور پوچ دارد و در عين حالى كه در مقابل نفوذ غيرقابل مقاومت جز تسليم راهى نداشته ، هرگز آن اصالتى را كه دنياى جديد خواستار تاراج آن است به هيچ قيمتى از دست نداده است . توپخانه - در بخش شمالى شهر جديد ، ولى در بيرون حد ديوار قديم ميدان عمده يا مركز عمومى تهران واقع گرديده آنجا ميدان توپخانهء معروف است و از اين جهت است كه سربازخانههاى رسد توپخانه در اطراف آن قرار دارد ، بعلاوه پاركى در آنجاست كه قسمتى از يك توپ زنگزدهء دوران بىتاريخ گذشته در آنجاست . طول اين ميدان دلپذير كه با سنگ صاف فرش شده است 270 يا رد و عرضش 120 يا رد مىباشد . ضلعهاى درازتر كه در جهات شمالى و جنوبى است با عمارتهاى كوتاه يك طبقه محصور گرديده كه نفرات و توپها در آنجا استقرار دارند . در سمت غربى كارخانهء اسلحهسازى واقع شده است كه در جلو آن بيست و پنج توپ سبك 24 پوندى كه به كلى بىخاصيت است بر پايههاى متحرك قديمى خود استوار شده است . در سراسر سمت شرقى عمارت زيبائى با روكارى پاكيزهء گچى هست كه حالا در اختيار بانك شاهنشاهى ايران است . در وسط ميدان حوض بزرگى است كه در اطرافش نردهء آهنى است با چند مجسمهء فلزى و چهار عدد توپ بزرگ در چهار گوش حوض را با روكش قيراندود پوشاندهاند ، ولى از خصايص عمدهء ميدان ، چهار دروازهء ورودى و خروجى آن است كه در نظر ايرانىها نمونهء عالى مهارت در معمارى جديد است و بهطورى كه در عكس صفحهء مقابل ديده مىشود ساختمان بديع و جالبنظرى است با طاقهاى سبك و جبههء بنا